تبليغاتX
جهان ما

جهان ما

مسائل بین الملل

ديدگاه
ضرورت اصلاح الگوى اجتماعى اروپا
فصل نامه «نيوپرسكتيو» (ان پى كيو) در گفت وگويى با «آنتونى گيدنز» انديشمند اروپايى و تئوريسين حزب كارگر انگليس  به بررسى شورش هاى فرانسه پرداخته است. متن اين گفت وگو از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.
الگوى اجتماعى اروپا در قالب دولتهاى رفاه دستخوش چالش هاى جهانى شدن و پيرى جامعه شده است. اكنون شورش هاى فرانسه نيز چالش ديگرى را آشكار كرده كه همان شكست در جذب مهاجران است. داستان از چه قرار است؟
 - فرانسه پيش از اين هم دچار تنگناهاى فراوانى بود. فرانسه نظام رفاهى پايدارى ندارد و به جذب آن دسته مردمى كه اكنون به خيابانها ريخته اند توجه چندانى نكرده بود. پس  زمينه اين شورشها نيز نرخ بالا و ديرپاى بيكارى بويژه در ميان جوانان بوده است. در مناطقى كه زمينه اين شورش  گرفت، نرخ بيكارى بيش از ۴۰درصد است.  چنين وضعى به هيچ وجه در مناطق ديگر اروپا به چشم نمى خورد. نرخ بيكارى در انگلستان فقط ۳‎/۴درصد است. بازار كار در انگلستان كارآمد است. پس مى بينيم كه در كشورهاى مختلف اروپا، الگوى اجتماعى گوناگونى وجود دارد و بنابراين چالش ها هم متفاوت است.
تونى بلر براى ساير كشورهاى اروپايى درباره ضرورت اصلاحات موعظه مى كند. مثل افزايش انعطاف پذيرى بازار كار به منظور ايجاد شرايط مساعد براى كارآفرينى و استخدام نيروهاى كار جديد. آيا فرانسه هم نبايد اين سياستها را پيش بگيرد تا براى جوانان شورشى مهاجر اشتغال ايجاد كند؟
- بله، درست است.   تونى بلر در سخنرانى اش در ماه ژوئن گفت بايد در الگوى اجتماعى اروپا بازنگرى هايى انجام داد تا امكان اشتغال جديد ۲۰ميليون نفر بيكار وجود داشته باشد. اين همان پروژه اى است كه به هنگام رياست انگلستان بر اتحاديه اروپا، من هم در آن دستى داشتم. بايد گفت كه درست همان كشورهايى كانون بيكارى اند كه در بازار كارشان اصلاحات انجام نشده است. يعنى فرانسه، آلمان و ايتاليا طى ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته، كشورهايى در اروپا موفق بوده اند كه بازار كار انعطاف پذيرترى داشته اند. نيازى هم به بازار كار به سبك آمريكايى نيست؛ بازار كار مبتنى بر اصل «استخدام و اخراج». در نهايت، مى توان پرسيد كه اصلاحات براى اين كشورهاى اصلى اروپا چه دستاوردى دارد؟ افزايش سرمايه گذارى در زمينه پژوهش و فناورى. كشورهاى اسكانديناوى در اين راه، پيشتاز بوده اند. سازماندهى مجدد آموزشى عالى و دريافت شهريه اى متناسب بابت ارائه خدمات آموزشى. گشوده ترسازى بازار سرمايه به منظور ايجاد محيط مناسب براى جذب سرمايه گذارى. براى مثال، آلمان بيشتر به سرمايه گذارى در زمينه شبكه هاى شركتى اتكا دارد نه بازار جهانى سرمايه و همانطور كه گفتم، مى توان مانند كشورهاى اسكانديناوى در چارچوب بازار كار انعطاف پذير به كارگردان كمك كرد تا با دگرگونى هاى فناورى همراه شوند.
> ‎/آيا هزينه رفاه كهنسالان را كه براى بقاى الگوى اجتماعى اروپا اهميت فراوان دارند، كارگران مهاجر نمى توانند بپردازند؟
- در كشورهايى چون فرانسه، اسپانيا و ايتاليا نرخ زاد و ولد به پايين ترين حد خود در تاريخ بشريت رسيده است. اين موضوع بويژه درباره ايتاليا جالب است كه كشورى كاتوليك محسوب مى شود. به نظر من، اين تعارض ناشى از انقلاب زنان است. زنى كه بخواهد وارد بازار كار شود، در خارج از خانواده سنتى، محافظى ندارد. بنابراين دوست ندارند بچه دار شوند. اختلاف جمعيت شناختى اصلى بين اتحاديه اروپا و ايالات متحده در كل ناشى از موج ديرپاى مهاجرتهاى انبوه در ايالات متحده است. براى همين است كه جامعه آمريكا جوانتر و احيا شونده است. مهاجرت مى تواند در حل بحران حقوق بازنشستگى در اروپا اثر مثبت داشته باشد، ولى نمى تواند آن را برطرف كند، مگر آنكه موج گسترده اى از مهاجرت ورودى شكل بگيرد. روشن است كه بخش ديگرى از پاسخ نيز مثبت نگرى به پديده كهنسالى است و بايد به كهنسالان هم حق كار كردن بدهيم، نگرشى كه به طور فزاينده اى در ايالت متحده وجود دارد. در اروپا، فقط ۳۳درصد مردان بالاى ۵۸ سال كار مى كنند. اين رقم در ايالات متحده ۶۰درصد و در ژاپن۶۶درصد است. بازنشستگى در اروپا زودهنگام است و بايد در آن بازنگرى كرد.
آيا علت اصلى شورش ها در فرانسه، نابرابرى اجتماعى اقتصادى است يا فرهنگ و مذهب اسلامى جوانان مهاجر هم در اين شورش ها دخالت دارد؟
- به نظر من، علت اجتماعى اقتصادى دارد. در كشورى كه بخش زيادى از جوانان هيچ گاه كارى نداشته اند و بسيارى شان هم تحصيلات خوبى دارند، چنين چيزهايى رخ مى دهد. همچنين آنها مجبورند بچه هاى خود را در نواحى دورافتاده اى بار بياورند كه فقر بيداد مى كند. آلونك نشين هاى اطراف پاريس حتى از آلونك نشين هاى آمريكا هم بزرگترند. در واقع، مهاجران مسلمان در فرانسه همانند مسلمانان در هلند «تك افتاده»اند و به موازات جامعه اصلى و به صورت جدا زندگى مى كنند. در اين نواحى كه فقر و جداسرى، نسل اندر نسل انباشته شده است، احتمال دست يافتن به كار بسيار ناچيز است، يافتن كار ثابت كه جاى خود دارد. در چنين پس زمينه اى است كه مذهب و اختلافات فرهنگى نيز مى توانند نقش خود را ايفا كنند و جدا سرى از كل جامعه را تقويت مى كنند، حتى اگر محرك اصلى خشونت نباشند برخلاف قضيه قتل (تئو) و انگوگ (فيلمساز) هلندى. اينجا هم با تناقضى مواجه هستيم. برخلاف آنچه در گذشته بود، امروز، اين جمعيت هاى مهاجر در نوعى محيط به هم ريخته اى به سر مى برند كه آميزه اى است از مكان كنونى و جايى كه از آن آمده اند. اكنون كه اينترنت و ساير رسانه ها سربرآورده اند، اهالى آفريقاى شمالى و ساير مسلمانان به حفظ پيوندشان با جامعه جهانى اسلامى گرايش دارند در حالى كه از جريان اصلى زندگى در فرانسه جدا افتاده اند. همانند ساير مهاجران كنونى جهان كه به نوعى اقليت نشين شبكه اى به حساب مى آيند.
ترجمه: ب. زندى
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كابوسى براى واشنگتن
آمريكاى لاتين شاهد پيروزى  يك چپگراى 
ديگر شد

گروه بين الملل - ايوو مورالس نامزد چپ گرا و سرخپوست انتخابات رياست جمهورى بوليوى، به پيروزى چشمگيرى رسيده است و رئيس جمهور آينده اين كشور آمريكاى لاتين خواهد شد.
به گزارش بى.بى.سى، مورالس از هوادارانش به خاطر فعاليتها و كمكهايشان در راه رسيدن او به مقام رياست جمهورى تشكر كرد. در همين حال، خورخه كوئيروگو نزديكترين رقيب ايوو مورالس كه رئيس جمهور پيشين اين كشور بود و از اقتصاد بازار هوادارى مى كند، پيروزى او را تبريك گفت. شمارش كامل آراو اعلام نتايج رسمى انتخابات، چند روزى طول خواهد كشيد.
اما بر اساس نتايج غيررسمى، مورالس بيش از ۵۰ درصد آرا را به دست آورده است. او به اين ترتيب حدنصاب لازم را كسب مى كند و نيازى به تعيين سرنوشت انتخابات توسط كنگره اين كشور نيست.
مورالس كه در شهر كوچابامبا براى هواداران شادمانش سخنرانى مى كرد، از همه اقشار جامعه خواست تا براى ساختن كشورى نو به فعاليت بپردازند. اما او از هم اينك دشمنانى در دولت بوش يافته است. خود پيش بينى كرده است كه «كابوسى» براى واشنگتن خواهد شد. حال، با پيروزى مورالس بر شمار رهبران چپگراى كشورهاى آمريكاى لاتين افزوده شده است.
از سوى ديگر، هواداران خورخه كوئيروگو كه شامل طبقات مرفه بوليوى مى شوند، به انتظار خواهند نشست تا نحوه برخورد رئيس جمهور تازه را با خود ببينند و ارزيابى كنند.
خورخه كوئيروگو كه با سخنرانى در زادگاهش، سانتا كروز، پيروزى مورالس را تبريك گفت، از مردم بوليوى براى «تقويت دموكراسى» در اين كشور تشكر كرد و آرزو كرد كه صلح و آرامش بر بوليوى حكمفرما شود.  به گزارش خبرنگار بى بى سى در لاپاز، پايتخت بوليوى، هواداران ايوو مورالس به محض آنكه نتايج نخستين نظرسنجى هاى پس از رأى گيرى اعلام شد، جشن و شادمانى را آغاز كردند.
بوليوى با وجود ذخاير بزرگ گاز، فقيرترين كشور آمريكاى لاتين است و نزديك به هفتاد درصد جمعيت ۹ ميليونى آن زير خط فقر زندگى مى كنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پارلمان افغانستان رسماً افتتاح شد
240813.jpg
اولين اجلاس پارلمان افغانستان پس از حدود ۳۰ سال، صبح ديروز در ساختمان موقت پارلمان در جاده «دارالامان» در جنوب شهر «كابل»، با تلاوتى از آيات قرآن كريم و نواختن سرود ملى اين كشور رسماً افتتاح شد.
به گزارش بى.بى.سى، نمايندگان انتخابى و انتصابى پارلمان افغانستان در اين مراسم، در برابر قانون اساسى و ساير قوانين جارى در اين كشور سوگند وفادارى ياد كردند. اين اولين پارلمان افغانستان پس از حدود ۳۰ سال است كه بر اساس رأى مستقيم مردم ايجاد مى شود. «ديك چنى»، معاون رئيس جمهورى آمريكا، از جمله ده ها ديپلمات خارجى بود كه در اين مراسم شركت كرد. به علاوه، تمامى اعضاى دولت افغانستان و شمارى از رهبران ارشد جهادى اين كشور نيز در اين مراسم شركت كرده بودند.
«حامد كرزى»، رئيس جمهورى افغانستان كه پارلمان را رسماً افتتاح كرد، گفت كه اميدوار است اعضاى اين پارلمان «خدمت به مردم» را در صدر فهرست برنامه هاى كارى خود قرار دهند. او گفت: «اين مجمع (پارلمان) نشان دهنده حاكميت مجدد مردم افغانستان بر سرنوشت كشورشان است.» كرزى تأكيد كرد كه افغانستان امروز دوباره به خانه مشترك تمامى شهروندان اين كشور تبديل شده است و نماينده هاى مردم مى توانند گردهم جمع شده و در مورد مسائل مهم كشورشان تصميم گيرند. وى بيرون آوردن افغانستان از «انزواى جهانى» و احياى مناسبات ديپلماتيك با كشورهاى جهان را بخش مهمى از سياست خارجى كشورش دانست.
كرزى همچنين ادامه مناسبات خوب كشورش با ساير كشورهاى جهان را براى آينده افغانستان مفيد خواند و گفت كه ظرف چهار سال گذشته تلاش هاى او همواره روى اين موضوع متمركز بوده است كه افغانستان داراى سياست خارجى فعال و دوستانه با تمامى كشورها شود. رئيس جمهورى افغانستان اگرچه تقويت نيروهاى امنيتى، ارتش و پليس را در زمينه تأمين صلح و ثبات در اين كشور مهم خواند، اما تأكيد كرد كه تنها اتكا به نيروى نظامى نمى تواند معضل امنيتى در اين كشور را حل كند. او گفت: «ما بايد به افرادى كه تمايل به ترك جنگ دارند، فرصت دهيم به برنامه هاى صلح آميز بپيوندند.» كرزى با استفاده از فرصت از مخالفان مسلح كشورش نيز تقاضا كرد اسلحه خود را به زمين بگذارند و در بازسازى اين كشور سهيم شوند.
وى در عين حال به همكارى و هماهنگى ميان دولت و پارلمان افغانستان تأكيد كرد و گفت كه بدون هماهنگى در كار اين دو نهاد، مبارزه با چالش هايى كه سر راه انكشاف افغانستان قرار دارد، ناممكن خواهد بود. او تروريسم، كشت و توليد مواد مخدر، فساد و آنچه قانون شكنى مى خواند را از مشكلات اصلى موجود در افغانستان دانست و خواستار مبارزه جدى و يك دست كشورش عليه اين مشكلات شد. كرزى در پايان سخنان خود، افغانستان را كشورى توصيف كرد كه از ميان «خاكستر تجاوز و تحقير» سر بلند كرده است.  وى كه تقريباً مى گريست و مشت روى ميز مى كوفت، خطاب به اعضاى پارلمان كشورش گفت: «ما امروز حق داريم از همين جا به همه آنانى كه در نابودى اين آب و خاك تلاش كردند، اعلام كنيم كه اين سرزمين تا جاودان زنده خواهد بود.» او گفت: مهمترين اصل در پيروزى افغانستان در شرايط كنونى، «عشق به دين و وطن» است كه بايد با پرورش اين حس، به اهداف خود در جهت بازسازى و ترقى افغانستان دست يابيم. بى.بى.سى گفت: گشايش رسمى پارلمان افغانستان، بخش مهم و آخرين مرحله از توافق هاى بن است كه بيش از چهار سال پيش پس از فروپاشى رژيم طالبان در اين كشور به اجرا درآمد.
پارلمان افغانستان كه در قانون اساسى اين كشور «شوراى ملى» خوانده شده، متشكل از دو مجلس است: مجلس نمايندگان (ولسى جرگه) و مجلس سنا (مشرانوجرگه). انتخابات پارلمانى افغانستان در سپتامبر سال جارى ميلادى برگزار شد. بر اساس اين گزارش، آغاز به كار پارلمان در حال حاضر به يك منبع اميد براى افغان ها تبديل شده است. جنگ هاى دوامدار دلسردى نسبت به امور جارى سياسى را در ميان بيشتر افغان ها افزايش داده است و حالا تصور آن وجود دارد كه ممكن است پارلمان، تكانه اى جديد در حيات سياسى آنان شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آيا نگاه كنونى  به آفريقا تأمين كننده منافع ايران است؟
حسن يوسفى
در سالهاى اخير، اين سؤال همواره مطرح بوده كه آيا نگاه به آفريقا در سياست خارجى جمهورى اسلامى در چارچوب منافع ملى ايران است؟ يا اقدامات هرچند اندك انجام شده در سالهاى اخير، بى فايده و بى ثمر بوده اند؟
در پاسخ به اين سؤال دو ديدگاه وجود دارد. ديدگاه نخست كه به گروهى از كارشناسان حوزه آفريقا تعلق دارد؛ با تأكيد بر اهميت قاره آفريقا از ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى و ژئوپولتيك، بى توجهى ايران به اين قاره را نوعى تهديد منافع كشورمان مى دانند. اين درحالى است كه برخى ديگر از كارشناسان معتقدند كه ايران مسائل و مشكلات فراوانى دارد و حضور در آفريقا در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران جايگاه چندانى نبايد داشته باشد.  براى درك بهتر از صحت هر كدام از ديدگاهها، ابتدا كافى است به تعامل قدرتهاى صنعتى با كشورهاى قاره آفريقا در سالهاى اخير توجه كنيم .
آمريكا به عنوان كشورى كه در سياست خارجى خود تسلط بر منابع نفتى جهان را در اولويت قرار داده است، برنامه زمانبندى شده اى را براى حضور در قاره آفريقا طراحى كرده و در سالهاى اخير نيز اقدامات گسترده سياسى، اقتصادى، نظامى و حتى امنيتى را براى زمينه سازى اجراى اين برنامه آغاز كرده است. به طورى كه حتى بسيارى از كارشناسان، ارائه و اجراى طرحهاى نظامى _ امنيتى كه بخشى از آنها به بهانه مبارزه با تروريسم در آفريقا عملى شده اند را در راستاى حفاظت از منابع نفت و راههاى انتقال اين ماده از اين قاره به بازارهاى جهانى مى دانند. البته حضور آمريكا در قاره آفريقا تنها به نفت منتهى نمى شود، بلكه كاخ سفيد در سالهاى اخير تلاش كرده است به نوعى در تمام صحنه هاى سياسى و اقتصادى آفريقا نيز حضورى چشمگير داشته باشد.
در طرف مقابل، كشورهاى اروپايى نيز كه بسيارى از آنها سابقه استعمارى در قاره آفريقا دارند، با اينكه به دليل اين سابقه با مشكلاتى در اين قاره روبرو هستند، اما مى كوشند جايگاه خود را در كشورهاى آفريقايى كه زمانى حياط خلوت آنها به شمار مى رفتند، حفظ كنند. انگليس در قالب جامعه كشورهاى مشترك المنافع كه بسيارى از اعضاى آن آفريقايى هستند، به تلاشهاى خود جهت مى دهد. در اجلاس اخير سران اين جامعه كه در مالت برگزار شد، بيشتر مباحث به كشورهاى آفريقايى اختصاص داشت و مجموع مباحث نشان داد كه انگليس به عنوان سازمان دهنده اين جامعه بيشتر به دنبال چه مسائلى است. در عين حال تونى بلر نخست وزير انگليس نيز طرحى را براى توسعه آفريقا ارائه كرده است كه به نوعى، ابتكار عمل لندن را در آفريقا تضمين مى كند. فرانسه نيز مانند انگليس البته كمى فعال تر، حضور خود را در قاره آفريقا سامان داده است. فرانسه علاوه بر جامعه كشورهاى فرانسه زبان «فرانكوفونى»، اجلاسهاى سران آفريقا _ فرانسه را طراحى كرده است. اجلاس سران آفريقا - فرانسه اواسط آذرماه جارى در جمهورى مالى برگزار شد واجلاس سران فرانكوفونى تا چند هفته ديگر در بوركينافاسو برگزار مى شود.
با اينكه اين واقعيت غير قابل انكار است كه در سالهاى اخير بسيارى از بحرانها در قاره آفريقا به دليل رقابتهاى كشورهاى خارج از قاره شكل گرفته است كه به نوعى منافع بلند مدت خود را در آفريقا در معرض خطر ديده ويا به دنبال كسب منافع جديد بوده اند، اما قدرتهاى صنعتى در كنار اين رقابتها، طرحهايى را براى تعامل بهتر با كشورهاى آفريقايى ارائه كرده اند. البته در كنار كشورهايى كه حضور در قاره آفريقا را حق خود مى دانند و در برابر حضور ديگران نيز مقاومت مى كنند، قاره آفريقا شاهد حضور كشورهاى ديگرى مانند هند، چين، مالزى، برزيل، ژاپن و .. بوده است.  حال، با نگاهى با تعاملات كشورهاى جهان با قاره آفريقا، آيا حضور نداشتن ايران در اين قاره  به صلاح كشورمان است ؟
شايد استفاده از يك مثال پاسخ مناسبى براى اين سؤال باشد. اوايل ماه شمسى جارى، قطعنامه پيشنهادى كانادا درباره نقض حقوق بشر در ايران در كميته سوم مجمع عمومى سازمان ملل متحد به ۷۶ رأى موافق در مقابل ۵۱ رأى مخالف براى بررسى در صحن مجمع به تصويب رسيد. اين درحالى است كه ۱۹۱ كشور در اين كميته حق رأى داشتند كه ۴۶ كشور به اين قطعنامه رأى ممتنع دادند. از اين ۴۶ كشور، ۳۵ كشور آفريقايى بودند كه اگر آنها موافق ايران رأى مى دادند، به طور قطع، جهت گيرى آرا به نفع ايران مى شد. همزمان با ارائه طرح ضد ايرانى كانادا، اتحاديه اروپا نيز قطعنامه اى را درباره نقض حقوق بشر در منطقه دارفور سودان عليه دولت اين كشور به كميته سوم مجمع عمومى ارائه كرد. اين طرح كه ۷۷ رأى موافق داشت، به دليل رأى قاطع و مشترك ۵۳ كشور عضو اتحاديه آفريقايى و همكارى ساير كشورهاى جهان سوم با ۸۸ رأى مخالف به تصويب نرسيد و از دستور كار مجمع خارج شد. با اينكه مجموع كشورهاى اتحاديه اروپايى توان و رايزنى بسيارى را براى تصويب پيشنهاد خود اعمال كردند، اما ناموفق بودند.  درصورتى كه ايران نيز مى توانست با ديپلماسى فعال خود رأى مسكوت كشورهاى آفريقايى را به نفع خود به جريان درآورد، به طور قطع، منافع ملى ايران تأمين مى شد و كانادا به عنوان تنها كشور آشكار پيشنهاد دهنده قطعنامه ضد ايرانى ناكام مى ماند. اكنون بهتر مى توان درباره اينكه فقدان حضور فعال ايران در قاره آفريقا، تهديد كننده منافع ملى است، قضاوت كرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 4:23  توسط جهان ما  | 


  مصاحبه‌ی اشپيگل آن‌لاين با ويتنی هريس مدعی‌العموم دادگاه نورنبرگ

          هيتلر يك نام بيشتر نبود

                                      برگردان: علی‌محمد طباطبايی

                                        
سه‌شنبه ٢٢ آذر ١٣٨٤
    شصت سال پيش از اين در يك روز يكشنبه دادگاه رسيدگی به جنايات جنگی نورنبرگ برای اجرای عدالت در مورد رهبران نازی آغاز به كار كرد. ويتنی هريس (Whitney Harris) يكی از چهر‌های اصلی آن محاكمه بود. بخش اينترنتی اشپيگل با او گفتگويی در باره‌ی فرمانده‌ی آشويتس رودولف هوس (Rudolf Hoess) ، هراس‌های عاطفی كه از آن دادگاه باقی ماند و ايالات متحده انجام داده است.

اشپيگل: در ١٩٤٥ هنگامی كه شما به جمع آوری شواهدی برای پيگرد قانونی و محاكمه‌ی جنايات جنگی نازی‌ها آغاز كرديد، چيزی بيش از يك ماشين تحرير مستعمل، يك منشی آلمانی زن و مقدار زيادی نيت خير نداشتيد. آيا مسئوليت عظيم بستن اتهام به رهبران پبشين نازی فشار زيادی به شما وارد نمی‌ساخت؟

هريس: كل آن دادگاه يك چالش عظيم بود. مسئوليتی كه در آن دادگاه به من محول شده بود رسيدگی به پرونده‌ی ارنست كالتن برونر (Ernest Kaltenbrunner) بود. يعنی من می‌بايست قتل ميليون‌ها يهودی كه توسط اس اس و گشتاپو انجام شده بود را مورد تحقيق قضايی قرار می‌دادم. كالتن برونر جانشين راينهارد هيدريش (Reinhard Heydrich) در مقام رئيس امنيتی رايش بود و مسئول ده‌ها هزار مامور گشتاپو، پليس و نيروهای اطلاعاتی ـ امنيتی.

اشپيگل: قبل از آن كه محاكمه آغاز شود اطلاعات شما از قتل عام‌ها تا چه حد بود؟

هريس: من كمترين تصوری هم از ابعاد كشتارهای جمعی كه در آلمان به وقوع پيوسته بود نداشتم. در واقع هنگامی كه تحقيقات خود را شروع كرديم چندان شواهد محكمی در اين مورد نداشتيم.

اشپيگل: اما سپس از طريق بازجويی از فرمانده‌ی پيشين آشويتس رودولف هوس توانستيد كه يكی از اولين مدارك مستند را ارائه دهيد كه قتل عام يهودی‌ها را تاييد می‌كرد.

هريس: بله. اين يك نقطه‌ی عطف تعين كننده در آن محكمه بود. جمع آورش شواهد در واقع هنگامی كه من متوجه شدم انگليسی‌ها هوس را دستگير كرده‌اند از پيش كامل شده بود. سپس درخواست كردم كه او را به دادگاه نورنبرگ تحويل دهند و به اين ترتيب موافقت به عمل آمد كه من سه روز از او بازجويی كنم. هوس برايم توضيح داد كه فرمانده‌ی رايش اس اس يعنی ‌هاينريش هيملر شخصاً به او دستور داده بود كه آشويتس را به يك اردوگاه كشتار جمعی در ١٩٤١ تبديل كند. هوس در بخش جديد اردوگاه در بيركناو (Birkenau) اتاق‌های گاز و كوره‌های آدم سوزی را ايجاد كرد. او اطلاعات دقيقی از فجايع نازی‌ها در اختيار ما گذاشت و برآورد نمود كه ٥/٢ ميليون يهودی، كولی و زندانيان جنگی به قتل رسيده‌اند ـ به اضافه‌ی ٥/١ ميليون انسانی كه در اثر سوء تغذيه، از پا افتادگی و خستگی و بيماری يا سوء رفتار مردند.

اشپيگل: برداشت كلی شما از خود هوس چه بود؟

هريس: او شخصاً آدمی نبود كه كسی را تحت تاثير قرار دهد. هيچ چيز خاص و غيرعادی در او ديده نمی‌شد كه حكايت از وجود يك جنايتكار نفرت انگيز در پشت چهره‌ی او داشته باشد. او كاملاً مانند انسان‌های معمولی بود. او به آرامی و با اطمينان خاطر سخن می‌گفت. البته هرگز داوطلبانه اطلاعاتی را افشا نكرد. اما تا آنجا كه می‌توانم به خاطر بياورم او پرسش‌های مرا صادقانه پاسخ می‌گفت. و عجيب آن كه ما راهی نمی‌يافتيم كه بتوانيم شهادت‌های او را به دادگاه اضافه كنيم. زيرا همانگونه كه قبلاً اشاره كردم در آن موقع ما ديگر جمع آوری شواهد را به پايان برده بوديم.

اشپيگل: راه حل شما برای اين مشكل چه بود؟

هريس: وكيل كالتن برونر يعنی كورت كاوفمان (Kurt kaufman) در اين مورد به داد ما رسيد. او دفاع موكل خود را بر اين ادعا قرار داد كه كالتن برونر رئيس امنيتی رايش شده بود تا بتواند نيرو و انرژی خود را بر فعاليت‌های ضداطلاعاتی متمركز كند و نه بر اردوگاه‌های كار اجباری. برای تاييد اين سخن كاوفمان ادعا كرد كه كالتن برونر پايش را در هيچ اردوگاه كار اجباری نگذاشته است. هوس دقيقاً همان شخص بود كه اين گفته را تاييد كند ـ حداقل در مورد اردوگاه آشويتس. به اين ترتيب كاوفمان هوس را به عنوان شاهد به دادگاه فراخواند و ما هم توانستيم به شيوه‌ی خودمان او را سوال پيچ كنيم.

اشپيگل: هوس در هر حال به مرگ محكوم شده بود و كمك چندانی به كالتن برونر نكرد. آيا به عقيده‌ی شما كالتن برونر واقعاً بر اين بارو بود كه می‌تواند با دروغ گفتن از اعدام رهايی يابد؟

هريس: خير. اكثر متهمين می‌پذيرفتند كه جنايات جنگی و قتل عام يعوديان حقيقتاً روی داده است. اما سعی آنها اين بود كه سهم و نقش خود در آن رويدادها را كاهش دهند. كالتن برونر هم فكر نمی‌كرد مورد عفو قرار گيرد. او در واقع تنها كسی بود كه پس از دريافت حكم اعدام استيناف نداد.

اشپيگل: كدام يك از متهمين ماندگار ترين تاثير را بر شما گذاشت؟

هريس: يوليوس اشترايشر ضد يهود كه ناشر Stuermer بود بدون ترديد غيرقابل تحمل‌ترين از ميان آنها بود. بدون استثنا همگی، حتی در ميان خود آن گروه از او بدشان می‌آمد. آلبرت شپر (Albert Speer) مهندس معمار هيتلر و وزير جنگ و تسليحات از طرف ديگر بسيار تاثير مطبوعی می‌گذاشت. زيرا تلاشی برای بيگناه نشان دادن خودش نداشت. او محاكمه را به دقت دنبال می‌كرد و در مسير دادگاه اهل همكاری بود و نادم از اعمال خودش. به احتمال بسيار همين هوش و ذكاوت او بود كه وی را از دريافت حكم اعدام معاف كرد.

اشپيگل: آيا می‌توان آن محاكمه را عادلانه دانست؟

هريس: يقيناً. به باور من ما موفق شيده بوديم كه از هر سيستم حقوقی بهترين بخش‌ها را جدا كرده و از آنها تركيب جديدی درست كنيم. پرسش سرنوشت ساز در آن زمان اين نبود كه آيا آلمان مرتكب آن جنايات جنگی شده بود كه اين ديگر واقعيتی غير قابل انكار و برای همه پذيرفته شده بود. پرسش اصلی ما در آن زمان اين بود: آيا آن متهم مورد نظر در جنايت‌های نازی‌ها شركت داشته يا خير و مسئوليت او در آنها تا چه حد بوده است؟ برای آن كه بتوانيم به اين پرسش‌ها تا حد ممكن به دقت پاسخ دهيم ما هزارها سند را مورد بررسی دقيق قرار داديم.

اشپيگل: بسياری از ناظرين مقدمات آن دادگاه را بسيار بی‌نظم و آشفته توصيف كرده‌اند. آيا حقيقتاً همين طور بود؟

هريس: ترجيح می‌دهم كه اين اصطلاح آشفته و بی‌نظم را به كار نبرم. البته ما مشكلاتی داشتيم زيرا برای اولين بار بود كه تلاشی برای يك دادگاه نظامی بين المللی انجام می‌شد. متفقين در تابستان ١٩٤٥ گردهمايی در لندن داشتند تا تصميم بگيرند كه دادگاه در كجا بايد برگذار شود و موارد اتهامی چه بايد باشد.

اشپيگل: آيا تفاوت‌های ايدئولوژيك و رقابت‌های موجود ميان متفقين صدمه‌ای به كار دادگاه وارد نمی‌ساخت؟

هريس: در بعضی موارد گفتگو ميان متفقين دشوار بود. اما من مطمئن هستم كه آن اختلاف نظر‌ها تاثير منفی بر جريان معمول دادگاه نداشت. برعكس: در برخی موارد مباحثه ميان دادستان‌ها به جلوگيری از انجام خطاها طی جريان دادرسی كمك نمود.

اشپيگل: رئيس آن زمان شما رابرت جكسون دادستان كل ايالات متحده به عنوان پدر معنوی و رهبر دادگاه نورنبرگ به شمار می‌آيد. نقش او دقيقاً چه بود؟

هريس: عملاً همه بر اين عقيده بودند كه جكسون رهبر واقعی آن دادرسی است. وی در نطق افتتاحيه‌ی خود لحن و مسير كل دادگاه را معين نمود. اين جكسون بود كه تعيين كرد دادگاه بايد تماماً بر شواهد قاطع و مصاحبه با شهود استوار گردد.

اشپيگل: در روزی كه اعدام‌ها انجام شد وضعيت كلی چگونه بود؟

هريس: شديداً متشنج. توجه رسانه‌ها بسيار بالا بود و هنگامی كه دانسته شد هرمان گورينگ در سلول خودش و با خوردن كپسول سيانور خودكشی كرده خيرنگاران به راستی از هيجان ديوانه شده بودند.

اشپيگل: آيا خودكشی گورينگ را بايد به عنوان يك آخرين پيروزی شخصی بر دادگاه بين‌المللی به حساب آورد؟

هريس: خب، او در دقايق آخر موفق شود كه از مرگ با طناب دار اجتناب كند و از مامور اجرای حكم بگريزد. احتمالاً او می‌خواست كه در آن آخرين لحظه انزجار خودش را نسبت به متفقين نشان دهد.

اشپيگل: شما با تجربياتی كه در دادگاه نورنبرگ به دست آورده بوديد چه كرديد؟

هريس: من در باره‌ی آن رويداد كتابی نوشتم و سپس به ايالات متحده به عنوان استاد حقوق بازگشتم. در آن زمان به خودم می‌گفتم: می‌خواهم پرونده‌ی اين بخش از زندگی خود را برای هميشه به بايگانی بفرستم و ديگر نمی‌خواهم كه در آن باره فكر كنم، يا چيزی بنويسم. من نمی‌خواستم كه با خاطرات آن زندگی كنم. حدود ٢٠ سال طول كشيد تا بتوانم با آن رويداد كنار بيايم. حتی امروزه نيز اين رويداد وحشتناك در تاريخ بشر حقيقتا مرا رنج می‌دهد. تمامی اين جنايت‌های وحشتناك را نبايد منحصراً پديده‌ای آلمانی دانست.

اشپيگل: بلكه؟

هريس: من كاملاً مطمئن هستم كه آدولف هيتلر صرفاً نامی بيش نبود كه بر فروپاشی مطلق اخلاقی در جهان قرن بيستم دلالت داشت. در واقع همه چيز در ١٩١٤ با جنگ جهانی اول هنگامی كه همه همديگر را می‌كشتند و هيچ استاندارد اخلاقی باقی نمانده بود آغاز شد. انتقام دستور روز بود و هر عذری موجه. مگر كمونيست‌ها در روسيه چه كردند يا ژاپنی‌ها در چين؟

اشپيگل: و امروز؟

هريس: امروز هنوز هم با همان مسائل روبر هستيم. كافی است كه تروريسم را مورد توجه قرار دهيم ـ هيچ كس نمی‌داند كه آخر آن به كجا ختم می‌شود. اگر خواهان آينده‌ای برای فرزندان خود هستيم، اگر می‌خواهيم كه باقی بمانيم جداً نيازمند آن هستيم كه نگرش‌های اخلاقی و سياسی خود را مورد بررسی مجدد قرار دهيم.

اشپيگل: از چه جهت؟

هريس: ما ديگر تاب تحمل جنگ در اين جهان را نداريم. جنگ‌ها نه فقط برای جوامعی كه به طور مستقيم درگير آنها هستند كه برای تمامی بشريت ويرانگراند.

اشپيگل: آيا اين شوخی تاريخ نيست كه در ميان تمامی كشورهای جهان بايد اين ايالات متحده باشد كه از امضای مصوبات رم جهت رسميت بخشيدن به دادگاه بين المللی جنايات جنگی لاهه سرباز می‌زند؟

هريس: من شخصاً از مدافعين پروپاقرص دادگاه بين المللی جنايات جنگی هستم و به هيچ وجه اين را قابل پذيرش نمی‌دانم كه ايالات متحده هنوز هم آن مصوبه را امضا نكرده است. البته ٤٠ سال طول كشيد تا بالاخره ايالات متحده كنوانسيون سازمان ملل متحد برای منع كشتار جمعی را امضا كند. واقعاً چه نيازی به چنين زمان طولانی برای موضع گيری بر عليه كشتار جمعی بود؟ از آن بيم دارم كه برای امضای مصوبه رم نيز به زمان بسياری نياز باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 15:27  توسط جهان ما  | 

                     فیلترشکن جدید اینترنتی

به دنبال افزايش اقدامات رژيم اسلامی در فيلتر كردن سايت هاي اينترنتي ، دولت آمريكا نيز ابزارهاي خود براي شكستن فيلترهاي اينترنتي در ايران را افزايش داده است و در همين راستا، رادیو آمريكا روز گذشته جديدترين فيلتر شكن فارسي خود را ارايه كرد.

براي دسترسي به اين فيلتر شكن به آدرس زير مراجعه كنيد:

www.toochal.com

پس از مراجعه به اين سايت آدرس سايت مورد نظر خود را در جايگاه مخصوص وارد نماييد تا به آساني به آن دسترسي پيدا كنيد.

توجه داشته باشيد، با استفاده از فيلترشكن هاي دولت آمریکا براي ايران ، هويت شما روي اينترنت مخفي خواهد ماند.

نرم افزار جديد براي شكستن فيلترهاي اينترنتي جمهوری اسلامی:

يك شركت آمريكايي ،اقدام به توليد و انتشار رايگان نرم افزاري نموده است كه پس از اتصال كاربر به شاهراه جهاني اينترنت، به صورت خودكار كليه فيلتر ها و سدهاي اينترنتي را از ميان بر مي دارد و دسترسي آزادانه به اينترنت را ميسر مي سازد.

اين نرم افزار علاوه بر شكستن فيلترهاي اينترنتي، كليه فعاليت هاي شما روي اينترنت را از طريق تغيير آدرس آي پي ، مخفي نگاه مي دارد و امكان دسترسي بدون دغده به كليه سايتهاي اينرتنتي را مهيا مي سازد.

براي دريافت اين نرم افزار بسيار موثر هر چه سريعتر و پيش از فيلتر شدن لينك هاي منتهي به آن به اين آدرس مراجعه كنيد :

www.securegt.com

پس از ساختن يك نام كاربري و يك رمز ورود براي خود ، نسخه اي از اين نرم افزار را دانلود كنيد.

حجم اين نرم افزار 2.6 مگابايت مي باشد و دانلود آن براي كاربران در داخل كشور ، حداكثر 20 دقيقه طول خواهد كشيد.

پس از دانلود اين نرم افزار، حدود هشت ساعت طول خواهد كشيد تا كمپاني سكيور جي تي ، نام كاربري و رمز ورود شما را فعال كند . پس از اين مدت ، ضمن اتصال به اينترنت ، با وارد كردن نام كاربري و رمز ورود خود در جايگاه مخصوص اين نرم افزار ،‌ آن را براي نخستين بار فعال كنيد. از اين پس با هر بار اتصال شما به اينترنت ، اين نرم افزار به صورت خوددكار فعال خواهد شد و امكان دسترسي آزادانه شما به سایتهای اینترنتی را مهيا خواهد ساخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 5:21  توسط جهان ما  |